أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

5

قانون ( فارسى )

جلد دوم مقدمه‌اى كه مؤخره شد تقدير خداوندى چنين بود ، كه به جرم مبارزه با تبعيض بغيض نژادى ، از ايران رضا خانى متوارى شوم ، و سالهاى جوانى را در بغداد و ساير بلاد عرب سپرى كنم ؛ و در اوان پيرى باز با همان اتهام پيشين ، ناچار به فرار از ستم صدام و زبانيهء بعث شوم و علىرغم ميل باطنى خويش در سالهاى 1354 به ايران بازگردم . از بيكارى در رنج بودم و پى كارى مىگشتم . چه بسيار كلام شيرين از زبان چرب شنيدم و عملى خير نديدم . تا يك روز كه سرنوشت مرا به انتشارات دانشگاه تهران هدايت كرد . سرپرست انتشارات ، استاد بهرام فره‌وشى ، ترجمهء كتاب عربى قانون ابن سينا - در طب را به زبان فارسى به من پيشنهاد كردند . از بخت خويش در شگفت شدم ، كه : اين دولت از كجا ؟ قانون ابن سينا عمر نوح دارد . از عربى به لاتينى و انگليسى ترجمه گشته ؛ اما تاكنون يعنى پس از گذشت هزار سال ، به زبان فارسى كه زبان هموطنان مؤلف است ترجمه نشده ، راستى چرا ؟ و امروز قرعهء فال بنام من آواره زده‌اند ! ؟ ، زهى سعادت . با ملاحظهء اولين سطور كتاب ، تا حدودى به پاسخ سؤال خود رسيدم و به‌هرحال با شوق و ذوق زائد الوصف ، كار ترجمه را شروع كردم ، و در مدتى كمتر از شش ماه ، ترجمهء جلد اول از پنج كتاب قانون ( در هشت مجلد ) را به اتمام رسانيدم . مطابق قرارى كه ابتداى كار پذيرفته بودند ، مقدمه‌اى مختصر قريب به اين مضمون بر كتاب نوشتم : مرا در علم طبّ قديم و حديثش ، هيچ سررشته نيست ، تا به درجهء علم و نبوغ ابن سينا ، در اين حرفهء مقدس پى ببرم ؛ ليكن در مسير ترجمهء قانون ، به مسائل جالب توجه و سؤال‌انگيزى برخوردم ، كه برخى از آنها به اين قرارند :